خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





بلژیک

    با ورود به بلژیک باز تغییراتی رو میشد حس کرد و اصلا حال و هوای هر کشور با هم فرق میکنه.هنوز زیبایی جاده ادامه داشت .درختهای کنار جاده اونقدر تنومند بزرگ بودن که انگار از تونل درختها رد میشدیمدم غروب به رودخونه خیلی پهنی رسیدیم که شاید 500 متر پهنا داشت.روی رودخونه پل خیلی طولانی برای اتصال دو طرف زده شده بود.موقع رد شدن از پل هوا داشت غروب میکرد .دقایقی رو واستادیم و نظاره گر غروب افتاب و بالنهایی شدیم که در اسمون بودند.

    شب رو توی یه کمپ سایت گذروندیم و صبح خراب شدن اجاق گازمون باعث شد که دیر و حدود ظهر حرکت کنیم و البته ور رفتن باهاش هم نتونست درستش کنه وبا نشتی که بنزین کرد کل سیستم اتیش گرفت و خیلی شانس اوردیم که چادر و وسایلمون چیزیش نشد و خودمون نسوختیم.دیگه نمیتونستیمم غذا درست کنیم و کمی ناراحت بودیم.ولی سعی کردیم زاویه نگاهمون رو عوض کنیم .بالاخره تا الان کلی برامون کارکرده بود و الان هم نزدیک اخر سفرمون بود.در ضمن میتونست خرابی و خطر هم به بار بیاره که خوشبختانه اینطور نشد.توی بلژیک ساختمانهای جالبی رو میشد دید که شبیه قلعه های قدیمی تو کارتونا بود.

    تا برسیم به شهر انترپ هوا تاریک شده بود.میبایست از تونلی که 30 متر پایین تر از زیر رودخونه میگذشت عبور میکردیم تا اونور رود بتونیم جای مناسبی برای موندن پیدا کنیم.با اسانسورهای بزرگی رفتیم زیر زمین و طول طونل رو رکاب زدیم و دونده ای پشت ما میدوید.صدای دویدنش درست پشت سرمون جلب توجه میکرد و کنجکاو شدیم سرعتشو ببینیم چقدره.کیلومتر سنج 15 رو نشون میداد.انتهای تونل دوباره سوار اسانسور شدیم و وقتی اومدیم بالا دوندهه بهمون گفت کجا میریم.وقتی ما گفتیم دنبال یه جای خلوت برای چادر زدن گفت که اون هم با دوچرخه سفر میکنه و از بلژیک تا پکن رو رکاب زده و ما میتونیم شب رو توی خونه اون بمونیم.کمتر کسی توی اروپا شما رو به داخل خونه برای خوابیدن دعوت میکنه  و بیشتر دعوتها برای خوردن و نوشیدن هست و نه برای شب ماندن.اون میدوید و ما به دنبالش رکاب میزدیم تا بعد از 4-5 کیلومتر رسیدیم به منزلش.تونستیم دوشی بگیریم و شب رو روی کاناپه بزرگ نرمی بخوابیم.زن ومردی که دو تا بچه کوچیک داشتند .یه دختر یک ساله . یک پسر سه ساله .جالب اینکه با وجود دو تا بچه، با دوچرخه هم سفر میکردند و اون تابستون سه ماه به ایتالیا رفته بودند و دو تا بچه رو توی کالسکه ای که پشت دوچرخه وصل میکنند حمل میکنند.صبح هم با هم خونه رو ترک کردیم و خانمه هر دو تا بچه رو سوار دوچرخه اش کرد و برد مهد کودک.

    با ورودمون به بلژیک شلوغی شهر و تکنولوژی رو بیشتر میدیدیم.همه جا ماشین و شلوغی.تا بروکسل راه زیادی نداشتیم و کم کم داشتیم به پایان سفر با دوچرخمون میرسیدیم.بعد از ظهر بود رسیدیم بروکسل .بین راه هم  یه پسر دوچرخه سوار روس به ما ملحق شد.توی ورودمون به شهر حس میکردیم انگار توی یه کشور عربی هستیم.انگار محله عرب نشین شهر بود و تقریبا همه قیافه عربی و به زبون عربی صحبت میکردند.توی یه رستوران عربی تونستیم یه غذای حسابی و ارزون بخوریم و وارد شهر شیم.نه واقعا همه چیز عوض شده بود و از چهره تمیز و زیبایی خاص اروپا خبری نبود.دیگه خیابونها تمیز نبود و سرو صدای ماشینها و خیلی چیز های شهر مثل تهران خودمون بود.همه جا شلوغ و درهم . بیشتر ادمهایی که میدیدیم مسلمونهای عرب و سیاه پوست بود.انگار از اروپا اومده بودیم بیرون.رسیدن به بروکسل حال خاصی برامون داشت.تقریبا به  اخر سفرمون با دوچرخه رسیده بودیم وتقریبا 10 روز وقت داشتیم تا از اتحادیه شینگن خارج شیم و  با قطار و اتوبوس  خودمون رو به یونان و بعد ترکیه برسونیم.راستش کمی نگران بودیم که چه طور میتونیم اون همه بارودوچرخه ها رو سوار وسایل نقلیه کنیم.بلیط قطار تا پاریس که حدود 300 کیلومتر فاصله داره  نفری 106 یورو بود و تازه بابت دوچر خه ها هم شارژجدا میخواستند .اتوبوس ها هم که به هیچ عنوان دوچرخه قبول نمیکنندوحمل دوچرخه با اتوبوس ممنوعه.همیشه یکی از سختترین قسمتهای سفر وقتیه  که باید دوچر خه ها رو سوار هواپیما و یا اتوبوس و قطار کنیم .چند ساعتی توی ترمینال بودم و به هر دری زدم تا شاید بتونم راهی پیدا کنم تا بلیط بخرم   که نشد که نشد وگفتند که اگه بلیط برای دوپرخه بفروشن تنبیه میشن.دیگه رسیده بودیم به سخت ترین قسمت سفر یعنی  حمل دوچر خه ها تا ایران.دیگه از دستم کاری بر نمیومد و دست به دامن ماورا شده بودم و منتظر رسیدن اتوبوس برای پاریس تا با خود راننده صحبت کنم.گوشه ذهنم هم اینکه بریم به ایستگاه راه اهن و اونجا تازه با قبول پرداخت هزینه بالا ایا بتونم یا نتونم.بعد از چند تا اتوبوسی که اومد و سوال کردم که میره پاریس  اتوبوس مورد نظر اومد .خوشبختانه راننده قبول کرد و بعد از چونه زدن و پرداخت مبلغی اضافی تر با نفری 40 یورو،حسابی خسته بودیم ولی خوشحال.پیش به سوی پاریس،و4 ساعت بعد پاریس بودیم .


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دوچرخه ,بودیم ,کنیم ,سوار ,اتوبوس ,بلژیک ,رسیده بودیم ,
    بلژیک

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر